حکایت ملانصرالدین و فروختن

1 دقیقه


699
815 اشتراک, 699 امتیاز

حکایت ملانصرالدین و فروختن خرش

ملانصرالدین الاغش را به بازار برد و به ازای سی دینار فروخت
مردی که الاغش را خریده بود فورا یک مزایده برگزار کرد
او رو به مردم فریاد می زد که « به این حیوان نگاه کنید تا حالا الاغی بهتر از این دیده اید؟ببینید چقدر تمیز و قوی است »
و همینطوری صفات و کیفیات بیشتری به الاغ نسبت می داد در پایان حرفهایش مردی گفت حاضر است که الاغ را چهل دینار بخرد
دیگری پنجاه دینار و سومی پنجاه و پنج دینار پیشنهاد کردند
ملا همینطور مبهوت به مردمی که به الاغش علاقمند شده بودند نگاه می کرد با خودش گفت « عجب احمقی بودم که فکر می کردم یک الاغ عادی است این یه جونور بی همتاست، یکی در میلیون… تا اینکه یک دفعه دید فروشنده پیشنهاد خوبی گرفته و دارد الاغ را می فروشد «هفتاد و پنج دنیار یک، هفتاد و پنج دینار دو…»
ملا فریاد زد « هشتاد دینار» و الاغی که به سی دینار فروخته بود را هشتاد دینار خردید


این مطلب رو دوست داشتی؟ برای دوستانتم بفرست:)

699
815 اشتراک, 699 امتیاز

واکنش شما با دیدن این مطلب چی بود؟

گریه گریه
0
گریه
جذاب جذاب
0
جذاب
لعنتی لعنتی
0
لعنتی
بیزار بیزار
0
بیزار
باحال باحال
0
باحال
پسند پسند
0
پسند
عشق عشق
0
عشق
پیروزی پیروزی
0
پیروزی
ماذا فازا ماذا فازا
0
ماذا فازا
بابائیان

یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک فرمت انتخاب کنید
آزمون شخصیت
یک سری از سوالات برای دریافت نتایجی در مورد شخصیت افراد
آزمون تفننی
تعدادی سوالات با پاسخ های صحیح یا نادرست که علم شخص را بررسی می کند
نظر سنجی
رای دادن برای تصمیم گیری یا فهمیدن عقاید و نظرات
استوری (داستان)
شامل یک متن و تصاویر
لیست
لیست های کلاسیک
لیست باز
آیتم خود را ارسال کنید و برای بهترین آیتم ارسالی رای گیری کنید
لیست با رتبه بندی
برای انتخاب و بالا آمدن بهترین گزینه با رای مثبت یا منفی کاربران
عکس نوشته
آپلود تصاویر برای ایجاد عکس نوشته
ویدئو
ویدئوی شما یا ویدئو از یوتیوب و ویمئو
صوت/موسیقی
کد از Soundcloud یا Mixcloud یا موسیقی انتخابی شما
تصویر
عکس یا گیف
متحرک
فرمت گیف